اختلالات تجزیه ای (Dissociative disorders )

اختلالات تجزیه ای (Dissociative disorders )

 

... تمامی آنهایی که با من بودند کسانی نبودند جز خودم ... و این پیغام کسانی است که هویت و شخصیتشان تجزیه شده است و دچار چند شخصیت شده اند...

... تمامی آنهایی که با من بودند کسانی نبودند جز خودم ... و این پیغام کسانی است که هویت و شخصیتشان تجزیه شده است و دچار چند شخصیت شده اند.

اغلب ما خود را انسانی واجد یک شخصیت اساسی می دانیم و حسی یکپارچه از خویشتن داریم . ولی بیماران مبتلا به اختلالات تجزیه ای حس دارا بودن یک شخصیت واحد و هوشیاری واحد را از دست می دهند . شخص احساس می کند که فاقد هویت است یا در مورد هویت خود سردرگم است و یا هویت های متعددی دارد. هر چیزی که معمولا به انسان ها شخصیت واحد و یکپارچه ای می بخشد (افکار، احساسات و اعمال یکپارچه) در افراد مبتلا به اختلالات تجزیه ای یکپارچه و واحد نیست . ویژگی اصلی افراد مبتلا به اختلالات تجزیه ای، گسیختگی و آشفتگی در کارکردهایی نظیر هوشیاری، حافظه، هویت و یا ادراک است. آشفتگی ممکن است ناگهانی یا تدریجی و گذرا یا مزمن باشد .

اختلالات تجزیه ای خیلی شدید هستند و اضطراب و تعارض در افراد مبتلا به قدری شدید است که بخشی از شخصیت آنها از باقی عملکرد هوشیارشان جدا می شود. فرد مبتلا به اختلال تجزیه ای دستخوش دگرگونی موقتی در هوشیاری می شود که طی آن، هویت شخصی خود را از دست می دهد. آگاهی اش از محیط اطراف کمتر می شود و حرکات جسمانی عجیبی را نشان می دهد.

تجزیه شخصیت فرد به عنوان دفاعی در مقابل ضربه روانی (tramma) ظهور می کند . از دست دادن حافظه در مورد هویت گاهی اوقات در افرادی روی می دهد که دچار آسیب روانی شدید شده اند. علت این که به آنها تجزیه ای می گویند این است که دو یا چند فرایند ذهنی با هم وجود دارند یا جانشین هم می شوند بدون این که ارتباطی با هم داشته باشند یا بر یکدیگر تاثیر بگذارند .

چهار نوع این نوع حالت ها وجود دارند  که عبارتند از:

1.                    فراموشی تجزیه ای (Dissociative amnesia)

وجه مشخصه فراموشی تجزیه ای ناتوانی برای به یادآوری اطلاعاتی است که معمولا با حوادث استرس زا یا آسیب رساندن ارتباط دارند و این فراموشی با فراموشکاری معمولی ، مصرف مواد یا اختلال طبی عمومی قابل توجیه نیست.

2.                    فرار تجزیه ای (Dissociative fugue)

فرار تجزیه ای با مسافرت غیر منتظره و ناگهانی از خانه یا محل کار مشخص میشود که با ناتوانی برای به خاطر آوردن گذشته و سردرگمی در مورد هویت فرد یا قبول هویتی تازه همراه است .

3.                   اختلال هویت تجزیه ای (Dissociative identity disorder)

اختلال هویت تجزیه ای که اختلال شخصیت چندگانه  (multiple personalitydisorder)نیز نامیده می شود . عموما شدیدترین و مزمن ترین شکل اختلالات تجزیه ای محسوب می گردد و با وجود دو یا چند شخصیت مجزا در یک فرد مشخص می گردد.

4.   اختلال مسخ شخصیت (Depersonalization disorder)       

اختلال مسخ شخصیت با احساسات پایدار یا عود کننده گسستن از بدن یا ذهن مشخص می شود .

DSM-IV-TR همچنین یک طبقه تشخیصی برای اختلال تجزیه ای که به گونه ای مشخص نشده است (NOS) دارد که واجد ملاک های تشخیصی سایر اختلالات تجزیه ای نیست . ضمیمه DSM-IV-TR نیز رهنمودهای تشخیصی برای اختلال خوابواره تجزیه ای دارد که در حال حاضر تحت عنوان اختلال تجزیه ای NOS طبقه بندی می شود . در این اختلال به محتویات ذهن به صورت همزمان در هوشیاریهایی که موازی و جدا از هم هستند، قرار دارند .

برای این بخش از صفحه روانشناسی و سینما  به یکی از موارد بالا یعنی اختلال هویت تجزیه ای خواهیم پرداخت.  

اختلال هویت تجزیه ای  (Dissociative identity disorder)

اختلال هویت تجزیه ای یک اختلال تجزیه ای مزمن است و علت آن به طور مشخص با حوادث آسیب رساندن ، معمولا سوء رفتار جنسی یا جسمی در کودکی مربوط است.

اختلال هویت تجزیه ای بازتاب ناتوانی برای هماهنگ کردن جنبه های مختلف هویت ، حافظه و هوشیاری است . هر حالت شخصی ممکن است به گونه ای تجربه شود که گویی یک تاریخچه شخصی ، خود انگاره و هویت متمایز از جمله نام جدا دارد . معمولا یک هویت اصلی وجود دارد که نام ثابت فرد را با خود دارد و نافعال، وابسته، گناه آلود و افسرده است . هویت های متناوب بیشتر نام ها و ویژگی های متفاوتی دارند که مغایر با هویت اصلی است . هویت های خاص ممکن است در شرایطی ویژه ظاهر شوند و احتمال دارد از نظر سن و جنسیت ، خزانه واژگان ، اطلاعات عمومی یا حافظه بارز متفاوت باشند . هویت های متناوب کنترل رفتار فرد را به توالی ، یکی پس از دیگری به دست می گیرند و ممکن است آگاهی از یکدیگر را انکار کنند، از یکدیگر انتقاد کنند یا در تعارض و کشمکش با یکدیگر باشند . گاهی یک یا چند هویت نیرومند به سایر هویت ها امکان ابراز وجود می دهند .

در این اختلال، دو یا چند هویت یا وضعیت شخصیتی مجزا در یک فرد وجود دارد. از دید ناظر بیرونی، گویی چندین نفر در موقعیت‌های مختلف در درون یک بدن قرار می گیرند. در این اختلال، فرد در موقعیت‌های متفاوت، اعمال مختلفی را انجام می دهد. هر یک از این شخصیت ها الگوی متفاوت ادراک، تفکر و ارتباط با محیط را داشته و هر یک در زمان معینی، کنترل رفتار فرد را به عهده می گیرد. این شخصیت ها عادات، تکلم، عواطف و سبک های شناختی متفاوت داشته و حتی گاهی در دست‌ برتری (برخی چپ دست و برخی راست دست) نیز متفاوت هستند. در این افراد گذر از یک شخصیت به شخصیت دیگر اغلب به صورت ناگهانی و یا تدریجی و نمایش گونه صورت میپیذیرد . بیماران عموماً در هر وضعیت شخصیتی، از وجود شخصیت های دیگر و رویدادهایی که در جریان تسلط آنها گذاشته است آگاه نیستند. با این حال گاهی یکی از شخصیت ها دچار چنین فراموشی نبوده و از وجود کیفیات و فعالیت های شخصیت های دیگر کاملا آگاه است. این شخصیت ها ممکن است نرمال یا بیمار باشند. افسردگی، اضطراب، خودکشی، خودآزاری، شکایات متعدد جسمانی، سوء مصرف مواد در این اختلال گزارش می شود.

در موارد کلاسیک هر شخصیت مجموعه ای خاطرات کاملا پیچیده و منسجم مربوط به هم دارد و گرایش ها روابط مشخصی و الگوهای رفتاری خاص خود را دارد . اغلب شخصیت ها نام خاص خود را دارند و گاهی نیز یک یا چند شخصیت موجود در فرد نام کارکرد خود را دارند . هر چند برخی پزشکان تاکید می کنند که یکی از شخصیت ها ممکن است مسلط باشد، ولی همیشه این طور نیست. در واقعی گاهی یکی از شخصیت ها در هیئت یکی دیگر از شخصیت ها ظاهر می شود، معهذا معمولا شخصیت میزبان است که برای درمان حاضر شده و نام حقوقی بیمار را دارد. این شخصیت میزبان احتمالا افسرده یا مضطرب است و ممکن است صفات شخصیتی خودآزاری (مازوخیستی) داشته باشد و یا بیش از حد اخلاقی به نظر برسد .

اولین ظهور شخصیت یا شخصیت های ثانوی ممکن است خود به خودی و یا در ارتباط با عاملی زمینه ساز (از جمله هیپنوتیزم یا مصاحبه با کمک دارو ) باشد .

شخصیت ها ممکن است از دو جنس متفاوت، نژادها و سنین مختلف و از خانواده های غیر از خانواده اصلی بیمار باشند.

شخصیت ها اغلب ممکن است متفاوت باشند و در یک فرد یکی از شخصیت ها ممکن است برون گرا و حتی از نظر جنسی بی مبالات باشد و شخصیت های دیگر درون گرا، کناره گیر و از نظر جنسی مهار شده باشند (دقیقاً مثل شخصیت " سارا تیلور " با بازی " ربکا دی مورنای " در فیلم " با غریبه ها حرف نزن "، که شخصیت اصلی وی یک روانشناس جنایی درونگرا ست با قید و بندهای اخلاقی و شخصیت فرعی او درگیر یک رابطه عاشقانه با فردی مرموز بنام " تونی رامیرز " با بازی " آنتونی باندراس " می شود که شخصیتی بی بند و بار از نظر جنسی است). بیماران اغلب در معاینه هیچ نکته غیر عادی از لحاظ وضعیت روانی ندارند. به جز این که در مورد دوره های زمانی مختلفی فراموشی دارند . اغلب پزشک پس از مصاحبه های طولانی و تماس متعدد با بیمار مبتلا به اختلال هویت تجزیه ای می تواند وجود شخصیت های چندگانه را شناسایی کند.

سبب شناسی این اختلال

علت قطعی اختلال هویت تجزیه ای معلوم نیست، هر چند در سابقه بیماران (حدود 100 درصد آنها ) حادثه آسیب رسانی غالبا در دوران کودکی دیده می شود که معمولا سوء رفتار جسمی و جنسی در دوران کودکی (غالبا زنا با محارم) است . سایر رویدادهای آسیب رسانی عبارت است از مرگ بستگان یا دوستان نزدیک در دوران کودکی و شاهد بودن آسیب و مرگ.

به طور خلاصه ، شخصیت چندگانه می تواند به این صورت ایجاد شود ، فردی که به ویژه در خود هیپنوتیزم تبحر دارد ، هنگام کودکی با آسیبی جسمی مواجه می شود . او به جای این که شخصا این آسیب را تحمل کند ، شخصیت دیگری را به وجود می آورد که آن را تحمل نماید و بدین ترتیب با آن کنار می آید . او در می یابد که این راهبرد او را از استرس هیجانی رها می کند و در آینده هر وقت که با مشکلات جدید مواجه شود شخصیت های جدیدی را برای تحمل فشار آنها به وجود می آورد . 

کلمات کلیدی

نظرات0 نظر برای این مطلب ثبت شده است.

تا این لحظه هیچ نظری برای این مطلب ارسال نشده است.

ارسال نظر جدیدپر کردن تمامی فیلد ها الزامیست.

کد امنیتی